بعد از خروج آمریکا، صورت‌حساب را چه کسی می‌پردازد؟

توافق مکه که ترکیه، عربستان سعودی و پاکستان امضا کرده‌اند، به‌عنوان تلاشی برای آن معرفی می‌شود که کشورهای منطقه، هم‌زمان با خروج عملی آمریکا از خاورمیانه، خود مسئولیت تأمین امنیت منطقه را بر عهده بگیرند. اما با بررسی دقیق متن این توافق‌نامه، روشن می‌شود که این سند را بیش از آنکه بتوان یک چارچوب مستقل برای امنیت منطقه‌ای دانست، باید ائتلافی تلقی کرد که واشنگتن از طریق آن بار مسئولیت را به دیگران منتقل می‌کند، بی‌آنکه جرأت داشته باشد هدف واقعی خود را آشکارا بیان کند.

به گزارش تحریریه، وو جیانگ شو اَی(武将帅)، پژوهشگر مؤسسه حکمرانی جهانی و مطالعات منطقه‌ای دانشگاه مطالعات بین‌المللی شانگهای، توافق مکه را فرصتی ازدست‌رفته برای شکل‌گیری نظمی امنیتی فراگیر در منطقه می‌داند.

⭕مقدمه: از اوت تا اکتبر؛ شتاب‌گیری پیاپی

در اوت امسال، رجب طیب اردوغان، رئیس‌جمهور ترکیه، محمد بن‌سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، و شهباز شریف، نخست‌وزیر پاکستان، «توافق مکه» را امضا کردند. در ۲۸ مهر، این توافق برای بررسی و تصویب به رئیس مجلس بزرگ ملی ترکیه ارائه شد. طبق اصل ۹۰ قانون اساسی ترکیه، توافق برای لازم‌الاجرا شدن باید به تصویب پارلمان برسد. یکی از نمایندگان حزب عدالت و توسعه نیز در گفت‌وگو با رویترز تأیید کرد که به‌محض تصویب توافق، طرح مجوز اعزام نیروهای مسلح ترکیه به عربستان سعودی نیز بی‌درنگ به پارلمان ارائه خواهد شد.

پاکستان اما منتظر نماند. در سال ۲۰۱۵، پارلمان پاکستان به اتفاق آرا با مشارکت در عملیات نظامی تحت رهبری عربستان در یمن مخالفت کرده بود؛ اما ۱۱ سال بعد، اسلام‌آباد این بار بدون رأی‌گیری پارلمانی پذیرفت نیروهای بیشتری به عربستان اعزام کند. به گزارش رویترز، هم‌زمان با تشدید حملات حوثی‌ها به عربستان، این توافق برای نخستین بار عملاً به اجرا درآمده است.

ائتلاف مکه؛ بعد از خروج آمریکا، صورت‌حساب را چه کسی می‌پردازد؟

مفاد توافق روی کاغذ روشن است: «هرگونه حمله مسلحانه خارجی علیه یکی از طرف‌ها، حمله به همه طرف‌های امضاکننده تلقی می‌شود.» این بند که یادآور ماده پنجم پیمان ناتو است، هسته اصلی توافق را تشکیل می‌دهد. اما آنچه توافق نمی‌گوید، از آنچه می‌گوید مهم‌تر است.

در میانه تداوم تنش‌های منطقه‌ای، علی باقری، معاون دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران، روز ۴ آبان اعلام کرد که مقام‌های ارشد دفاعی سه کشور عضو توافق مکه به تهران سفر خواهند کرد تا درباره مسائل امنیت منطقه‌ای گفت‌وگو کنند.

این نخستین بار از زمان شکل‌گیری توافق مکه در اوت امسال است که این سه کشور به‌طور مشترک هیئتی بلندپایه را به تهران اعزام می‌کنند. بنا بر تازه‌ترین گزارش رسانه‌های ایران، تهران مذاکرات را «بسیار خوب» توصیف کرده و گفته است طرف‌ها برای ادامه رایزنی‌ها توافق کرده‌اند؛ بااین‌حال، هیچ توافق مشخصی اعلام نشده است.

پس اکنون که ایران، در مقام نیروی پشتیبان حوثی‌ها، رودرروی این سه کشور قرار گرفته، این تحول برای توافق مکه چه معنایی دارد؟

⭕با عقب‌نشینی آمریکا، حالا چه کسی خلأ را پر می‌کند؟

برای فهم توافق مکه، باید آن را در چارچوب راهبردی‌ای بررسی کرد که جنگ آمریکا و ایران از اواخر فوریه تاکنون پدید آورده است. حملات تلافی‌جویانه ایران عملاً پایگاه‌های نظامی آمریکا در منطقه را فلج کرده است. مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور ایران، در گفت‌وگو با شبکه الجزیره صریحاً گفت ایران اردن را هدف قرار داده، «چون پایگاه‌های نظامی آمریکا در آنجا هستند». این اظهارات نشان می‌دهد که این پایگاه‌ها دیگر تضمین‌کننده امنیت نیستند؛ خود به اهدافی برای حمله تبدیل شده‌اند.

توان واشنگتن برای بازسازی این پایگاه‌ها نیز بسیار محدود است. در شرایطی که تنگه هرمز عملاً بسته است، انتقال تجهیزات سنگین نظامی به منطقه کار ساده‌ای نیست. حتی اگر این تجهیزات به مقصد برسند، پایگاه‌های بازسازی‌شده همچنان در تیررس موشک‌های ایران خواهند بود و ممکن است هر لحظه دوباره ویران شوند.

ائتلاف مکه؛ بعد از خروج آمریکا، صورت‌حساب را چه کسی می‌پردازد؟

افزون بر این، باید تنگنای اقتصادی خود آمریکا را هم در نظر گرفت؛ واشنگتن بودجه‌ای در اختیار ندارد که بتواند هزینه بازسازی در چنین مقیاسی را تأمین کند. ترامپ در همین دوره، با این استدلال که هزینه‌ها «بیش از حد بالاست»، دستور داد رزمایش‌های مشترک با کره جنوبی کاهش یابد و از خودداری سئول از مشارکت در عملیات علیه ایران ابراز نارضایتی کرد. این موضع، اولویت واشنگتن را به‌روشنی نشان می‌دهد: انتقال هزینه‌ها به دیگران.

خلاصه اینکه آمریکا در حال عقب‌نشینی از این منطقه است؛ دقیق‌تر بگوییم، وادار به عقب‌نشینی شده است. در چنین شرایطی، طبیعی است که کشورهای منطقه برای تأمین مستقل امنیت خود دست به همکاری بزنند؛ انتظار عمومی نیز همین بود. اما نتیجه نهایی فاصله زیادی با این انتظار دارد.

⭕پرسش اول: بودجه از کجا می‌آید؟ در برابرش چه چیزی نصیب طرف‌ها می‌شود؟

این توافق‌نامه ۱۶ ماده‌ای مجموعه‌ای از مفاد بلندپروازانه را در بر می‌گیرد: تولید مشترک، پژوهش و توسعه مشترک، تبادل نیرو و اشتراک‌گذاری اطلاعات. همچنین تأمین پشتیبانی لجستیکی در «شرایط صلح، جنگ و وضعیت اضطراری» را پیش‌بینی می‌کند؛ از جمله فراهم‌کردن سلاح، مهمات، سوخت و قطعات یدکی.

در توافق همچنین قرار است دبیرخانه‌ای در ریاض ایجاد شود، دبیرکلی دوره‌ای داشته باشد و شورای راهبردی سیاسی و دفاعی متشکل از وزیران خارجه، وزیران دفاع و رؤسای ستاد کل نیروهای مسلح تشکیل شود.

اما در هیچ‌یک از بندهای توافق، حرفی از تأمین مالی به میان نیامده است. هزینه تولید مشترک را چه کسی می‌پردازد؟ مخارج پشتیبانی لجستیکی بر عهده کیست؟ هزینه نیروهایی که در عربستان مستقر می‌شوند، به حساب چه کسی نوشته خواهد شد؟ بیانیه مشترکی که پس از نشست اضطراری در ریاض منتشر شد نیز درباره شمار نیروها، تعریف مأموریت، ترتیبات فرماندهی، هزینه‌ها و مدت استقرار، حتی یک کلمه نگفت.

مسئله‌ای بنیادی‌تر هم وجود دارد: ترکیه و پاکستان سال‌هاست از نظر نظامی و سیاسی از یکدیگر حمایت می‌کنند و توافق تازه، دستاورد چندانی برای این رابطه دوجانبه ندارد. محتوای واقعاً جدید توافق این است که دو کشور تعهد می‌کنند از عربستان سعودی دفاع کنند. اما ترکیه و پاکستان در برابر دفاع از عربستان چه چیزی به دست می‌آورند؟ متن توافق پاسخی برای این پرسش ندارد.

گذشته از این، توافق برای مدتی نامحدود معتبر است و طرف‌ها در ده سال نخست پس از لازم‌الاجرا شدن آن، حق خروج ندارند. تعهدی که عایدی و پاداشش تعریف نشده، حالا با قفلی ده‌ساله بسته شده است.

آندریاس کریگ از کینگز کالج لندن درباره پاکستان داوری‌ای مطرح کرده که در واقع درباره کل این توافق هم صدق می‌کند: نظام‌هایی که سازوکارهای مهار و توازن در آن‌ها ضعیف است، در تعهد دادن مهارت دارند، اما وقتی هزینه‌ها آشکار می‌شود، در اصلاح آن تعهدات ناتوان‌اند.

ائتلاف مکه؛ بعد از خروج آمریکا، صورت‌حساب را چه کسی می‌پردازد؟

⭕پرسش دوم: ائتلاف نظامی‌ای که درهایش به روی همه باز است، دقیقاً علیه چه کسی شکل گرفته؟

یکی از پیام‌هایی که پایتخت‌های سه کشور به‌طور مشترک مخابره کردند، این بود که ائتلاف به روی همه کشورهای منطقه باز است. هاکان فیدان، وزیر خارجه ترکیه، گفت ائتلاف پذیرای کشورهای منطقه است و به‌تدریج گسترش خواهد یافت. پاکستان نیز اعلام کرد که شش کشور دیگر برای پیوستن به آن ابراز تمایل کرده‌اند.

اینجا با یک پرسش بنیادی روبه‌رو می‌شویم: ائتلاف نظامی، بنا به تعریف، در برابر تهدیدی مشخص شکل می‌گیرد. ناتو در برابر اتحاد شوروی بود و پیمان ورشو در برابر ناتو. اما ائتلافی نظامی که هرکسی بتواند به آن بپیوندد، قرار است در برابر چه کسی باشد؟ «حمله مسلحانه خارجی» که در ماده دوم آمده، از کجا ظاهر می‌شود؟ اگر همه کشورهای منطقه عضو باشند، آن «طرف خارجی» دیگر کیست؟

پاسخ این پرسش فقط می‌تواند یکی از دو احتمال باشد: یا این ائتلاف اساساً هدف واقعی ندارد و در این صورت، حرف از بازدارندگی چیزی جز ادعا نیست؛ یا هدفی دارد که نمی‌تواند آشکارا از آن نام ببرد و شعار «پذیرش همه» چیزی جز پرده‌ای برای پوشاندن آن هدف نیست. متن توافق هم احتمال دوم را تقویت می‌کند: پذیرش اعضای جدید به موافقت همه «طرف‌های اصلی توافق» نیاز دارد. به بیان دیگر، در ظاهراً باز است، اما کلیدش دست همان سه کشور است.

ائتلاف مکه؛ بعد از خروج آمریکا، صورت‌حساب را چه کسی می‌پردازد؟

⭕پرسش سوم: چه کسی تروریست است؟

در توجیه‌نامه‌ای که همراه لایحه به پارلمان ترکیه ارائه شده، هدف توافق چنین تعریف شده است: «توافق مکه در پی آن است که در چارچوب این توافق، در برابر تهدیدها و حملاتی که طرف‌ها به‌طور مشترک آن‌ها را تهدیدی برای دفاع و امنیت خود تشخیص می‌دهند―از جمله تروریسم―بر پایه بازدارندگی جمعی، دفاع و امنیت کشورهای عضو را تقویت کند و در همین راستا، هماهنگی، همکاری و قابلیت همکاری متقابل میان نیروهای مسلح طرف‌ها را ارتقا دهد.»

ماده پنجم توافق نیز طرف‌ها را ملزم می‌کند برای مقابله با تروریسم در همه شکل‌ها و نمودهای آن، از جمله در سطح عملیاتی، همکاری کنند. بااین‌حال، نه در توجیه‌نامه و نه در متن توافق، هیچ تعریفی از تروریسم یا تروریست ارائه نشده است. تعیین مصداق به «ارزیابی مشترک طرف‌های توافق» واگذار شده است.

این ابهام تصادفی نیست. در خاورمیانه، تروریسم و تروریست چیزی نیستند جز برچسب‌هایی که طرف‌های درگیر به یکدیگر می‌زنند. اظهارات پزشکیان نمونه‌ای روشن از این مسئله است: او گفت دیگران به ایران برچسب تروریست می‌زنند، حال آنکه ایران قربانی تروریسم است و تروریست‌های واقعی در عرصه بین‌المللی، آمریکا و اسرائیل هستند. از نگاه واشنگتن، حوثی‌ها تروریست‌اند؛ از نگاه تهران، این آمریکاست که تروریست است. فهرست گروه‌های تروریستی در آنکارا، ریاض و اسلام‌آباد نیز با یکدیگر تفاوت دارد.

بندی ضدتروریستی که هیچ تعریفی از تروریسم ارائه نداده، در عمل به معنای یک تعهد نظامی بی‌انتهاست: هر یک از طرف‌ها می‌تواند دشمن خودش را دشمن ائتلاف اعلام کند.

⭕پرسش چهارم: سازگاری با ناتو به سود چه کسی است؟

بخش دیگری از توجیه‌نامه نیز تأمل‌برانگیز است: «فضای ثبات و امنیتی که اجرای مؤثر این توافق قرار است در خاورمیانه ایجاد کند، با اهداف ائتلاف دیگری که کشور ما عضو آن است―ناتو―در حوزه امنیت اروپا و اقیانوس اطلس نیز هم‌سو است. تعهداتی که کشور ما طبق این توافق بر عهده می‌گیرد، به حقوق و تعهدات ما در چارچوب ناتو لطمه‌ای نمی‌زند.»

ائتلاف مکه؛ بعد از خروج آمریکا، صورت‌حساب را چه کسی می‌پردازد؟

این عبارت توضیح می‌دهد که چرا آمریکا چنین استقبال گرمی از توافق کرده است. ترامپ آن را گامی بزرگ، شجاعانه و مهم خواند و از اینکه کشورهای خاورمیانه سرانجام می‌توانند مؤثرتر از خود دفاع کنند، ابراز رضایت کرد. برخی تحلیلگران عرب منطقه نیز معتقدند این توافق به معنای گسست از آمریکا نیست، بلکه راهی برای تقسیم بار جنگ است.

به بیان دیگر، توافق مکه را می‌توان ابزاری برای «برون‌سپاری» نظم امنیتی آمریکا دانست، نه نشانه‌ای از استقلال کشورهای منطقه.

بار سنگینی که واشنگتن دیگر نمی‌تواند با سربازان و بودجه خود به دوش بکشد، حالا بر دوش ترکیه، متحدش در ناتو، و پاکستانِ دارای سلاح هسته‌ای گذاشته می‌شود؛ بی‌آنکه عربستان سعودی واقعاً حامی امنیتی خود را عوض کرده باشد. برای آمریکا، این بهترین سناریوی ممکن است: نه پولی خرج کند، نه خطری به جان بخرد، اما نظم مطلوبش پابرجا بماند.

⭕هدف واقعی پیشنهاد به ایران برای پیوستن به ائتلاف

در چنین بستری، اینکه پزشکیان در گفت‌وگو با الجزیره گفت ایران مایل است به این ائتلاف بپیوندد، شاید در نگاه اول غافلگیرکننده باشد. او گفت مسلمانان باید متحد شوند و به‌جای آنکه به دو جبهه تقسیم شوند و به جان هم بیفتند، به وحدت اسلامی برسند. البته افزود که ایران هنوز از جزئیات توافق اطلاعی ندارد.

اما این سخن را بیش از آنکه درخواستی جدی برای عضویت بدانیم، باید حرکتی تاکتیکی دید.

تهران ادعای «باز بودن ائتلاف به روی همه» را به معنای واقعی کلمه گرفت و سه کشور را بر سر دوراهی گذاشت: یا ایران را بپذیرند و ائتلاف را از معنا تهی کنند؛ یا درخواست ایران را رد کنند و نشان دهند هدف واقعی ائتلاف، خود ایران است. چراکه دیگر پنهان نیست چه کسی پشت حوثی‌هایی ایستاده که عربستان را تهدید می‌کنند؛ حتی رویترز نیز در گزارش خود از آن‌ها با عنوان «حوثی‌های مورد حمایت ایران» یاد کرده است.

پزشکیان در همان مصاحبه گفت ایران مایل است به حل مسئله حوثی‌ها کمک کند و می‌تواند برای هر دو طرف صلح به ارمغان بیاورد؛ سخنی که به‌طور غیرمستقیم، نفوذ تهران بر حوثی‌ها را نیز تأیید می‌کند.

ائتلاف مکه؛ بعد از خروج آمریکا، صورت‌حساب را چه کسی می‌پردازد؟

اگر نخستین تهدیدی که ائتلاف عملاً برای مقابله با آن به میدان آمده، حوثی‌ها باشند و ایران پشت سر آن‌ها قرار داشته باشد، پس هدف واقعی توافق، ایران است. رویترز اشاره کرده است که اگر پاکستان مستقیماً با حوثی‌ها وارد جنگ شود، ممکن است روابطش با ایران به‌شدت آسیب ببیند؛ این نیز در عمل به معنای اذعان به همین واقعیت است.

نشست ۴ آبان در تهران، درست همین برداشت را تأیید می‌کند. ترکیه را ابراهیم کالین، رئیس سازمان اطلاعات ملی، نمایندگی می‌کرد؛ عربستان را خالد بن‌سلمان، وزیر دفاع، و پاکستان را عاصم منیر، رئیس ستاد ارتش.

ریاض هدف نشست را کاهش تنش میان طرف‌های درگیر در بحران جاری اعلام کرد. به بیان دیگر، ائتلاف مکه به تهران نیامده بود تا با عضوی تازه درباره گسترش ائتلاف مذاکره کند؛ هدف، گفت‌وگو با طرف دیگر منازعه درباره مسئله حوثی‌ها بود. یک سوی میز مذاکره، سه عضو ائتلاف نشسته بودند و سوی دیگر، ایران؛ آرایش میز مذاکره روشن‌تر از متن توافق نشان می‌دهد این ائتلاف در اصل علیه چه کسی شکل گرفته است.

موضع اسرائیل نیز به همین نکته اشاره دارد. روزنامه اسرائیلی هاآرتص به نقل از منابع دیپلماتیک گزارش داد که اسرائیل از طریق میانجی‌گری آمریکا به عربستان پیشنهاد کرده بود برای حمله به حوثی‌ها کمک کند؛ اما محمد بن‌سلمان این پیشنهاد را رد کرد و دلیل آورد که همکاری با اسرائیل در افکار عمومی داخل عربستان واکنش منفی برمی‌انگیزد.

بااین‌حال، ترامپ آشکارا گفت به باور او ریاض باید کمک اسرائیل را بپذیرد. اندکی بعد، یک مقام امنیتی اسرائیلی شخصاً تأیید کرد که اسرائیل از طریق آمریکا، اطلاعاتی درباره حوثی‌ها در اختیار عربستان می‌گذارد و گفت این اقدام به‌خوبی در خدمت منافع اسرائیل است.

اسرائیل به این دلیل به عربستان کمک می‌کند که حمله به حوثی‌ها را یکی از جبهه‌های رویارویی با ایران می‌داند. حالا ترکیه و پاکستان نیز در سوی دیگر این جبهه ایستاده‌اند.

⭕تعهد به جنگ، بیرون از نظارت دموکراتیک

مشکل دیگر توافق، شیوه لازم‌الاجرا شدن آن است. دولت ترکیه، بی‌آنکه متن کامل توافق را رسماً در اختیار افکار عمومی بگذارد، آن را به پارلمان ارائه کرد. در نتیجه، بیرونی‌ها فقط از طریق پیش‌نویسی که به رسانه‌ها درز کرد توانستند از مفاد آن باخبر شوند.

در پاکستان نیز، چنان‌که رویترز گزارش داده، این تصمیم بدون رأی‌گیری پارلمانی گرفته شد؛ موضوعی که از نفوذ تعیین‌کننده ارتش بر سیاست خارجی حکایت دارد. جزئیات استقرار نیروها هم با استناد به «محرمانه بودن عملیات» اعلام نشده است.

توافقی که کشور را به تعهدی نظامی گرفتار می‌کند که خروج از آن تا ده سال ممکن نیست، تعریف روشنی از دشمن و تروریسم به دست نمی‌دهد و هزینه‌هایش نیز محاسبه نشده، بدون بحث عمومی تصویب شده است. این وضع، کسری جدی در نظارت و پاسخ‌گویی دموکراتیک به وجود می‌آورد.

ائتلاف مکه؛ بعد از خروج آمریکا، صورت‌حساب را چه کسی می‌پردازد؟

در مقابل، مصر که عضو ائتلاف مکه نیست، راه دیگری در پیش گرفت. ۴ آبان―هم‌زمان با نشست تهران―مجلس نمایندگان مصر با اکثریت دوسوم به عبدالفتاح سیسی، رئیس‌جمهور، اختیار داد در صورت درخواست ریاض، اقدامات لازم را برای دفاع از عربستان انجام دهد. قاهره پیش‌تر صریحاً اعلام کرده بود که حمایت آن فقط به دفاع از خاک و مرزهای عربستان محدود می‌شود و شامل حمله به حوثی‌ها نخواهد بود. مصر دست‌کم برای تعهد خود حد و مرزی تعیین کرد؛ اما تعهدهای آنکارا و اسلام‌آباد هنوز هیچ مرزی ندارند.

⭕جمع‌بندی: فرصتی از دست رفته

خروج آمریکا از این منطقه، برای کشورهای خاورمیانه فرصتی تاریخی و واقعی است. کشورهای منطقه می‌توانند بدون اتکا به قدرت‌های خارجی، چارچوبی امنیتی، فراگیر و مبتنی بر گفت‌وگو ایجاد کنند. منطقه دهه‌هاست به سازوکاری نیاز دارد که همه بازیگران منطقه‌ای، از جمله ایران، را پای میز مذاکره بنشاند و امنیت تنگه هرمز و دریای سرخ را مسئله‌ای مشترک بداند.

موضع ایران در این باره روشن است: تهران معتقد است امنیت منطقه تنها زمانی تحقق می‌یابد که آمریکا و اسرائیل در آن دخیل نباشند و چارچوب امنیتی بر منافع خود کشورهای منطقه استوار باشد. ایران نشست تهران را نیز گامی در همین مسیر می‌داند.

اما توافق مکه به‌جای بهره‌برداری از این فرصت، منطق قدیمی صف‌بندی‌ها را با بازیگرانی تازه از نو به اجرا گذاشته است. ائتلافی که بودجه ندارد، منافع متقابل اعضایش را تعریف نکرده، جرأت نام بردن از دشمن را ندارد و تعریفی هم از تروریسم ارائه نمی‌کند، خلأ برجامانده از آمریکا را نه با اراده مشترک کشورهای منطقه، بلکه با چراغ سبز واشنگتن پر می‌کند؛ آن هم با هدف مقابله با رقیبان واشنگتن.

پرسشی که آنکارا و اسلام‌آباد باید از خود بپرسند، ساده است: دفاع از عربستان سعودی جنگ خود ماست، یا داریم صورت‌حساب جنگ دیگران را می‌پردازیم؟

پایان/

منبع: https://www.guancha.cn/SerdarYurtcicek/2026_10_27_905858.shtml

۱۳ آبان ۱۴۰۵ - ۱۲:۰۰
کد مطلب: 36139

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 0 + 0 =